بهگزارش پایگاه اطلاعرسانی کربلائیان، مسعود صادقی با حضور در دفتر شبکه اطلاعرسانی مرصاد، طی گفتگویی اظهار داشت: یکبار بهعنوان یکی از اعضاء کمیته مشورتی در شورای فرهنگ عمومی این نکته را خدمت آیتالله علماء و استاندار محترم عرض کردم این بود فرزندآوری خیلی مقوله مهمی هست، اما فراموش نکنیم که مهمتر از آن و مقدمهی واجب فرزندآوری، تشکیل خانواده هست. درواقع ما داریم خود تشکیل خانواده راداریم فراموش میکنیم؛ یعنی الآن قابلیت کشور حتی اگر جوانها ازدواج کنند و صاحب یک فرزند بشوند رشد جمعیت خیلی بیشتر از این میشود که الآن داریم؛ اما به علت اینکه سن ازدواج به تأخیر افتاده است و تقریباً میشود گفت که ما به لحاظ باروری تقریباً داریم از دهه شصتیها ناامید میشویم و آنهایی که ازدواج نکردند تا این پایه، یا ازدواج نخواهند کرد یا اگر هم ازدواج کنند انتظار فرزندآوری خاصی از آنها نخواهد رفت. ما باید این مقدمه واجب را فراهم کنیم.
وی افزود: به نظرم جای ایجاد یک پویش گسترده در خصوص اصل ازدواج خالی هست؛ یعنی ما آن میدان را نباید رها کنیم و بهنوعی باید گفت این زمین هم نباید خالی باشد. بالأخره فرزندآوری فرع بر ازدواج هست و اصل ازدواج و تشکیل خانواده هست و متأسفانه ما آن اصل را رها کردهایم. میتوانیم در مورد فرزندآوری بگوییم که روزیرسانیهای غیبی و امدادگریهای غیبی وجود دارد که حتماً هم وجود دارد، اما در مورد ازدواج ما مسئله را نمیتوانیم مسئله را به باورهای شخصی افراد واگذار کنیم.
عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه عنوان کرد: حوزه اقتصاد هم بدین گونه هست. ما گاهی در حوزه اقتصاد خرد سخن میگوییم و گاهی در اقتصاد کلان. در اقتصاد خرد کار را میتوان با توکل پیش بُرد. من و شما میتوانیم جیبمان خالی باشد ولی با توکل به خدا زندگی را پیش ببریم و تجربهی شخصی ما هم میگوید که خداوند در اینطور مواقعی رزاق هست طبق فرمودهی «من حیث لا یحتسب»، ازآنجاییکه ما نمیدانیم؛ اما در مقام برنامهریزی و مقنن و مدیر و حاکم نمیتوان با توکل صرف کار را پیش برد؛ زیرا در آنجا ما داریم در مورد جمع سخن میگوییم.
وی ادامه داد: ما فرد مؤمن داریم، فرد میتواند ایمان داشته باشیم یا نه اما در مورد جمع وقتی حرف میزنیم نمیتوانیم در مورد توکل جمعی بهآسانی حرف بزنیم مگر اینکه مطمئن باشیم که یکایک جامعه مؤمن هستند. ما باید فرض کنیم که حتی اگر مردمباورشان ضعیف شده بود طوری برنامهریزی شود که کارها بهدرستی پیش برود. ما در مورد اقتصاد کلان، باید ازدواج را آسان کنیم که نکردیم.
صادقی گفت: درست است در قانون جوانی جمعیت، خود تأهل و داشتن فرزند امتیازآور هست، اما چند مسئله وجود دارد:
۱- این امتیازات کاملاً راه را باز نمیکند برای اشتغال بلکه فقط کمی کمککار خواهد بود.
۲- خود این مقوله ممکن است تأثیرات عکس فرهنگی داشته باشد.
مسعود صادقی عضو هیئت هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه تصریح کرد: در فلسفه عدالت و سیاسی یک مبحثی وجود دارد به نام تبعیض مثبت. تبعیض فینفسه منفی هست، اگر من در شرایط برابر بین افراد فرق قائل بشوم، به این میگویند تبعیض. اگر من برای افراد گرفتار نابرابری هستند، به اینها امتیاز ویژهای بدهم به این میگویند تبعیض مثبت. اتفاقاً در دنیا بنیانگذار سهمیههای دانشگاهی و سهمیه اجتماعی دولت ایالاتمتحده آمریکا هست که به کهنهسربازان جنگ ویتنام سهمیه ورود به دانشگاه را داد، به سیاهپوستان و زنان هم همینطور.
صادقی افزود: اما نباید فراموش کرد که تبعیض مثبت اگر کنترلشده نباشد، میتواند نتیجهی عکس بدهد. بهطور مثال اگر شما رئیس بنگاه اقتصادی یا کارخانه هستید، آیا حاضرید خانمی را استخدام کنید که در صورت باروری نُه ماه تا یک سال باید حقوقش را بپردازید، اما او برای شما کاری را انجام نخواهد داد و تا پنج سال او ساعت کاریاش دو یا سه ساعت کارش کمتر از بقیه هست به دلیل پاس شیر. شما انگیزهای نخواهید داشت برای استخدام این خانم؛ یعنی ما گاهی هر چه مشوقها را افزایش بدهیم ممکن است که نتیجهی عکس بگیریم و تمایل بنگاههای اقتصادی و خصوصی را به استخدام بانوان کم میکند. همین الآن در بین مدیران دولتی این نگاه هست که در مجامع غیررسمی، ممکن است که نیروهای خانم کارآمدی کمتری داشته باشند، زیرا روی حضور آنها نمیتوان حساب کرد.
وی ضمن اشاره به لزوم مشوقهای اقتصادی افزود: من با این باورها موافق نیستم، بلکه میخواهم این را بگویم که همهچیز را با مشوقهای قانونی و اقتصادی نمیشود حل کرد و ما باید قضیه را فراتر ببینیم. نه در فرهنگ غربی بلکه بافرهنگی که الآن ما در آن نفس میکشیم، در یک اقتصاد باثبات حتی بدون تبلیغ و بدون مشوقهای قانونی و اقتصادی قبلی افراد به ازدواج تمایل خواهند داشت و فرزندآوری هم خواهند کرد. درواقع الآن چشمِ اسفندیار یا پاشنه آشیل ما تموج و بیثباتی اقتصاد ما هست که دهان کسانی که فرهنگ ازدواج و فرزندآوری را میخواهند ترویج دهند را میبندد زیرا شما میتوانید در مناسبات شخصی و فردی بگویید توکل کن و خداوند رزاق هست ولی اما در مقام یک برنامهریز دیگر نمیتوانید این حرفها را بزنید و نمیتوانید ۸۰ درصد را با متغیرهای اقتصادی پیش ببرید و ۲۰ درصد هم بزارید برای توکل.
ما در کشور نیاز به یک جهاد اقتصادی داریم
صادقی بیان داشت: غصه و درد بنده از این است که سیر فرهنگی غرب و این فرهنگ خانواده گریز و فرزندآوری ستیز غربی همگام شده است با بیثباتی اقتصادی در کشورمان. بهنحویکه فرد وقتی به لحاظ فکری، فلسفی و ایدئولوژیک قانع میشود که فرزندآوری به صلاح اوست، فوری ضعف اقتصادی را پیش میکشد و دیگر نمیتوانید سخن بگویید. در تورم رسمی ۴۰ یا ۵۰ درصدی، یعنی در سال آینده قدرت خرید نصف الآن هست. حال ۴ یا ۵ سال آینده چه خواهد شد؟ رابطه اقتصاد بافرهنگ یک رابطه پیچیده و دیالکتیکی هست؛ یعنی همیشه این نیست که فرهنگ بر اقتصاد اثر میگذارد، بلکه اقتصاد هم بر فرهنگ اثر میگذارد. در یک اقتصاد ضعیف معلوم هست که کمفرزندی هم به ارزش و فرهنگ تبدیل خواهد شد؛ زیرا شما احساس میکنید که اگر فرزندی داشته باشید ریسک اقتصادی بالا میرود و رفتهرفته این تبدیل به یک فرهنگ میشود بنابراین اقتصاد رو نباید از فرهنگ مُنطقع دید و بر یکدیگر اثر میگذارند.
چرا طبقه متوسط رو به فرزندآوری نمیآورد؟
صادقی در پاسخ به سؤال اینکه چرا طبقه متوسط رو به فرزندآوری نمیآورند خاطرنشان کرد: دو دلیل باهم همراه شده است، یکی از آنها دلیل هست و یکی دیگر علت هست. یک دلیل فکری و فرهنگی هست که از آن به اسم ناباروری ایدئولوژیک نامبرده شد، دیگری علت هست که علت اقتصادی هست.
صادقی گفت: درواقع مابین دو لبه قیچی گیرکردهایم، یکی از آنها ناباروری ایدئولوژیک هست و یکی ضعف اقتصادی هست. وقتی این دو باهم ممزوج بشوند، آن ناباروری ایدئولوژیک ضعف اقتصادی را تشدید میکند در آینده زیرا جامعه ما سرمایه انسانیاش تحلیل میرود. از آنطرف آن ضعف اقتصادی هم ناباروری ایدئولوژیک را افزایش میدهد.
وی افزود: بحث کردن با چنین افرادی بسیار کار دشواری است، زیرا بعضی از مردم پاسخ فلسفی یا دینی نمیخواهند و درواقع این افراد به زبان ساده به پول نیاز دارند. این پول باید در اقتصاد کلان حل شود.
اگر اقتصاد مسئلهی مهمی هست چرا طبقه متمول و ثروتمند جامعه رو به فرزندآوری نمیآورند؟
مسعود صادقی در پاسخ به این سؤال که چرا خانوادههای ثروتمند که مشکل اقتصادی ندارند، آنها هم فرزند کمتری دارند ابراز داشت: گفت در هیچ جای دنیا خانوادههای ثروتمند ملاک تحلیل جامعهشناختی نیستند، همانطور که طبقه فقرای جامعه را نمیتوان تعمیم داد بهکل؛ زیرا آنها شرایط خاصی دارند. در همه تئوریهای توسعه اگر نگاه کنید، ملاک طبقه متوسط هست چون آنها میانگین جامعه هستند. مقایسه فرزندآوری کم در طبقه متوسط با ثروتمند یک جامعه یک مغالطه هست و دلیل آن این است که این افراد اصلاً جامعه آماری مناسبی نیستند.
وی در پایان اضافه کرد: در جامعه ما که فرهنگش بهطور کامل غربی نشده است و هنوز درگیر و دار هست با مدرنیسم، اگر شرایط اقتصادی ثبات پیدا کند به دلیل آن بنیههای فرهنگی و زمینهی مساعدی که برای خانواده و فرزندآوری هست، با کمترین تبلیغات جامعه به سمت فرزندآوری حرکت خواهد کرد.
پایگاه اطلاع رسانی کربلائیان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در استان کرمانشاه

