در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
دوشنبه 2 بهمن 1396
5 جمادی‌الاول 1439 / 2018 January 22
به این مورد امتیاز دهید
(0 رای‌ها)

روزنامه باختر چاپ کرمانشاه در شماره 2 هزار و 345 پنجم دی ماه 95 مطلبی را با عنوان «عده ای جان می دهند برخی هم از صحنه فیلم می گیرند» منتشر کرده است.

 

در این یادداشت آمده است: اینها اخباری هستند که مشابه آنها را زیاد دیده و شنیده ایم. اخباری که به تازگی افکار عمومی را تا حدودی درگیر کرده است

اما آنچه در حواشی این اخبار تلخ به گوش می رسد، روایاتی است که از زبان شاهدان عینی ماجرا بازگو می شود، شاهدانی که در زمان وقوع اتفاق، در صحنه حضور داشته و همه چیز را از نزدیک لمس کرده اند.

کسی که حالا از ساختمان دو طبقه و قهوه خانه اش، تنها زمینی سوخته به جای مانده است. او از بیمارستان مرخص شده اما دلی پرغم و قلبی جریحه دار، برایش باقی مانده است، کسی که تنها در یک ربع ساعت همه چیزش در آتش سوخت و خاکستر شد.

کسی که همراه با دو همکارش در آتش سوزی ساختمان محصور شده بود و وحشت همه وجودش را فرا گرفته بود و در پی راهی برای نجات می گشت، وقتی به سختی قفل در قهوه خانه را باز می کند، جلوی در قهوه خانه، مردم را می بیند که ایستاده اند و با موبایل های شان فیلمبرداری می کنند و حتی تلاشی برای کمک به او هم نمی کنند

اما بعد از حادثه تصادف دو قطار هم، صحبت های مختلفی از شاهدان عینی حادثه نقل شد، کسانی که همشهری ها و هم محله ای هایشان در آتش سوختند و همگی دلی پر غصه داشتند از نحوه امداد رسانی و عکس العمل مردمی که آن لحظات در کنار قطاری که از آن شعله های آتش زبانه می کشید، مشغول فیلم برداری با گوشی های موبایلشان بودند.

یا قصه خانمی که توسط کیف قاپ، در خیابان کشیده می شود و تا لحظه رهایی از دست دزد، کسی به یاری اش نمی شتابد.

عده ای جان می دهند، برخی هم از صحنه فیلم می گیرند!!

آیا حس نوع دوستی را از دست داده ایم؟ آنچه مشخص است اینکه از این دست وقایع کم نیستند و همواره در جوامع مختلف رخ داده اند.

اما نکته مهم به نحوه عمل و رفتار افرادی مربوط می شود که شاهدان عینی این وقایع تلخ هستند و چگونگی عکس العمل و رفتارشان بسیار مهم است، تا این حد که این قبیل واکنش ها، می تواند بر وجود روحیه نوع دوستی افراد جامعه نسبت به یکدیگر، مهر تائیدی باشد.
دلیل اهمیت این موضوع هم به لحاظ فردی و هم به لحاظ اجتماعی مهم است. چرا که اصولا تلاش برای نجات جان یک انسان و حداقل کمک رسانی به یک هم نوع، بخشی از شخصیت هر انسان عادی و سالم است .

اگر روزی از راه برسد که در جامعه ای، مردم نسبت به وقوع یک فاجعه برای هم نوع خویش، بی تفاوت باشند، باید ترسید و فکری برای حل این بی تفاوتی های معنادار کرد.
اما یک نکته مهم دیگر هم در این رابطه وجود دارد و آن این است که چنانچه فرض را بر این بگیریم که شاهدان عینی یک حادثه، کاری از دستشان بر نمی آمده که در آن لحظه انجام بدهند، پذیرش این موضوع قابل قبول نیست که در نقطه ای بایستند و از جان باختن عده ای انسان فیلم بگیرند که شاید فیلم های آنها در همه خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی پخش شود

این رفتار به هیچ عنوان قابل قبول نیست و نوعی احساس دلسردی و نمک بر زخم پاشیدن ایجاد می کند برای بازماندگان همه وقایع این چنینی

به راستی بهتر نیست به اینگونه رفتارها کمی بیشتر فکر کنیم که ما به کدامین سمت در حرکت هستیم و به چه قیمتی فراموش کرده ایم احساس نوع دوستی و انسانیت را.

همه این موارد نشان می دهند که ما به سمت بی احساس شدن پیش می رویم، تکنولوژی، روابط انسانی و رفتارهای اجتماعی مان را تحت تاثیر قرار داده و نزدیک است که ته مانده های حیات حس مهرورزی و فداکاری را در ما بخشکاند.

شایسته است که درباره این موضوع قدری بیندیشیم و آن را به عنوان یک معضل اجتماعی نگاه کنیم که بر پیکره رفتارهایمان نشسته است.

بهتر است مراقب باشیم که به انسانهایی سرد و بی احساس تبدیل نشویم که مرگ و زندگی افراد برایمان یکی باشد و تنمان نلرزد از غم یک انسان، از درد یک انسان، از مرگ یک انسان
باید فکری به حال دلهایمان بکنیم

 

 

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.