در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
شنبه 30 دي 1396
3 جمادی‌الاول 1439 / 2018 January 20
به این مورد امتیاز دهید
(0 رای‌ها)
کربلائیان/سلمان یاوری- :پنج شنبه ی هفته گذشته به همراه تعدادی از دوستان از استان کرمانشاه - اعم از خواهران و برادران و جانبازان 8 سال دفاع مقدس و همچنین خانواده های معظم شهدا و دوستان بازمانده از شهدا به مناطق عملیاتی غرب و شمال غرب کشور داشتیم، اعزام این کاروان را حاج باقر آقایی به عهده داشتند.  DSC02031DSC02032DSC02069 شکرخدا کلیه دوستان استفاده معنوی و حتی استفاده دنیوی را از این سفر بردند ، در آنجا به مناطق مختلف رفتیم و از یادمان شهدای گمنام زری وار و از یادمان شهدای بوالحسن نیز بازدید کردیم ، و نیز از یادمان شهدای سیران بند نیز بازدید کردیم که 10 شهید گمنام داشتند و بسیار غریبانه به شهادت رسیده بودند . نکته ای که برای ما جالب بود اینکه این 10شهید توسط دموکرات ها اسیر می شوند وچند ماهی بدون آب و غذا در اسارت بودند ، که در نهایت در ماه مبارک رمضان با لبان تشنه با بدترین وضع و همانند اربابشان سیدالشهدا سر از بدنشان جدا می کنند و به درجه رفیع شهادت می رسند. DSC02033 DSC02039 DSC02049 DSC02056 DSC02059 DSC02071 DSC02072 DSC02079 من پا ندارم تو هم چشم نداری! در این سفر حاج باقر آقایی خاطره ای از مجروح شدنش برای ما گفت : در عملیات والفجر 9 در منطقه عملیاتی بوالحسن بودیم که من از ناحیه دوپا و دست مجروح و در گوشه ای افتاتده بودم . حجت قاسمی نیز که از دوستان و از همرزمانم بود نیز از ناحیه چشم مجروح شده بود. من به او گفتم که من پا ندارم و نمی توان راه بروم و تو هم چشم نداری و جایی را نمی بینی پس من را کول کن که من مسیر را به تو نشان دهم و به همین ترتیب به عقب بازگشتیم. یکی از دوستان شهید سید مجید کلوشادی برایمان تعریف می کرد که در بولفت (سردشت) عملیات نصر 7 بود که حدود 100 نفر از بچه های تیپ حضرت نبی اکرم (ص) درست در روز عید قربان در آنجا به شهادت رسیدند. روایت شهادت سیدمجیدکلوشادی آقای باباخانی از نزدیک ترین دوستان سید مجید کلوشادی لحظه ی شهادت سید مجید را برای ما روایت کرد : با سید مجید در حال قدم زدن به سمت بالای بولفت و دوپازا بودیم، ایشان در حال ذکر گفتن بود که ناگهان یک گلوله آرپیچی مستقیما به سر مبارک ایشان برخورد کرد و بیش از نیمی از صورتش را متلاشی کرد، جالب اینجاست که این سید عزیز به حالت سجده روی زمین افتاد به طوری که هفت عضو بدنش روی زمین قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل شد . DSC02060 انشاءا... که ما هم بتوانیم رهرو راه همه شهدای عزیزمان باشیم.    

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.