در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
دوشنبه 2 بهمن 1396
5 جمادی‌الاول 1439 / 2018 January 22
به این مورد امتیاز دهید
(0 رای‌ها)

نیم نگاهی به زندگی شهید جهانبخش رستمی قشلاقی

 از بچگی زبر و زرنگ بود. در هجدهمین روز  مرداد ماه 1338 به دنیا آمده بود و گرمای تابستان را با خود داشت. نشان داده بود که می‌تواند چند کار را هم‌زمان بر عهده بگیرد و از پس انجام‌شان برآید. تحصیلاتش را با موفقیت به پایان رساند. موذن مسجد آیت‌ا... حاج شیخ هادی جلیلی بود و چون صدای گرمی داشت در تلاوت قرآن پیشرفت کرد. مطالعاتش تنها محدود به درس و قرآن نبود. از خواندن و آموزش لذت می‌برد. هر چه را که یاد گرفته بود به دیگران هم یاد می‌داد. علم و دانشی که آموخته بود و توانایی‌هایی که داشت مغرورش نکرد. رفتار خاضعانه‌اش در برابر دیگران و ادب و احترامش در برابر بزرگترها زبانزد خاص و عام بود. انقلاب که شد زیر نظر آیت‌ا... حاج شیخ عبدالجلیل جلیلی به پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات پرداخت. چالاکی‌، این‌جا به کارش می‌آمد. بارها توسط ماموران رژیم تعقیب شد اما هیچ وقت نتوانستند دستگیرش کنند. سال 57 که انقلاب به پیروزی رسید، مدرک دیپلم را گرفت، هزینه‌های زندگی مجبورش کرد که حتی تابستان‌ها هم سر کار برود. هر کاری که می‌توانست می‌کرد تا بتواند بخشی از مخارج خانواده را تامین کند. از ورزش هم رویگردان نبود و به فوتبال علاقه داشت. همان سال‌ها در آزمون خلبانی شرکت کرد و قبول شد. باید برای یک دوره آموزش فشرده به خارج از کشور می‌رفت. یک حساب سر انگشتی کافی بود تا انصراف بدهد. سال 58 به خدمت سربازی رفت. دو ماه دوره‌ی آموزشی را در پادگان عجب‌شیر گذراند و به کردستان اعزام شد. سال 58 بود و کردستان به شدت آشفته و جنگ داخلی در حال وقوع بود. جهانبخش به سقز اعزام شد. یک‌سال بعد در درگیری‌های خیابانی مورد اصابت گلوله قرارگرفت و به شهادت رسید. نامش جهانبخش بود و جهان را به اهلش بخشید و به آسمان‌ها پر کشید. این بار نه به هواپیما نیاز داشت نه به کلاس‌های خارج از کشور.

 

فرازهایی از وصیت‌نامه  شهید

سعادت شهادت

با سلام و درود فراوان به حضور رهبر کبیر انقلاب اسلامی و ملت شهیدپرور و خانواده‌ی عزیزم؛ امیدوارم بتوانم این نبرد خونین را تا پای جان ادامه دهم، تا شاید با خون من و امثالِ من، اسلام و قرآن به پیروزی برسد و مکتب رهایی‌بخش اسلام بر جهان حکم‌فرما شود.

اگر خدا توفیقی داد و در این راه خطیر، یعنی خدمت به اسلام، جان خود را نثار کردم و سعادت شهادت را یافتم و به عاشقان راه الله پیوستم، از شما خانواده عزیزم و امت، انتظار دارم که صبر انقلابی داشته باشید و امام را در همه حال تنها نگذارید و تا پیروزی کامل از پای ننشینید.

به امید پیروزی اسلام و مسلمین

تهیه کننده: موسسه فرهنگی وصال نور

آخرین ویرایش در یکشنبه, 09 خرداد 1395 ساعت 10:19

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.