در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
سه شنبه 24 مهر 1397
5 صفر 1440 / 2018 October 16

یکی از کلمات مهجور و مظلوم ولی پر استفاده دوره ما  فرهنگ است که باتوجه به شیک بودن ادای کلمه اش برای مدیران، امروزه در دید مردم بیشتر به‌عنوان یک ادا شناخته می شود تا یک عمل. به گونه ای‌که وقتی مدیری می خواهد از خود سلب مسؤولیت کند و خود را از هجمه مطالبه مردم برهاند و تنبلی و ناکارآمدی خود را توجیه کند و به عهده دیگری بیندازد، با ادای خاصی به گفتن: «نیاز به فرهنگسازی بلندمدت دارد»؛ اکتفا می کند و اگرچه باغفلت یا اغماض نهادهای نظارتی و دلسوزان مطالبه گر، موضوع به اغماء می رود ولی آن‌چه می ماند و جولان می دهد ازهم گسیختگی و گسست فرهنگی در اجتماع می باشد. اما در استان کرمانشاه همگان از ناکارامدی مدیران نالایق رنج می بریم و مثل درد دندان به آن خو گرفته ایم و سؤالی مهم و بی جواب دائم در ذهنمان می چرخد.
متولی فرهنگی کرمانشاه کیست و هیأت اندیشه ورز آن کجاست؟
مثلاً پرسیده می شود مسؤول نامگذاری خیابان‌ها، پل‌ها و میدان‌ها کیست؟ و منطق آن‌ها در صورت وجود چگونه است؟ چرا مثلاً پلی ساخته می شود و تابلو گذاشته می شود: «پل بزرگ» و بعد از یکی دوسال که مردم به آن اسم عادت کردند، تابلوی دیگری به نام شهید یا...، نصب می‌شود که مردم! از این به بعد پل بزرگ ورودی کرمانشاه را به این نام بخوانید. یا مثلاً اغذیه فروشی به نام معصومین یا کمپ ترک اعتیاد به نام بزرگان دین یا فروشگاه های بزرگ با نام‌های نامتعارف و غریبه و... از چه کسی مجوز می گیرند؟ مسؤول رفع سدمعبر نمایشگاه داران خودرو در سطح شهر و تجمع دلالانشان در پیاده روها کیست؟ مسؤول برخورد با مغازه داران و دست فروشانی که پیاده رو را از آن خود کرده و مانع رفت و آمد مردم شده اند کیست؟ چرا دستفروشان و شب فروشان به خود اجازه می دهند با 20-10 متر سیم، از روشنایی معابر، انشعاب غیرمجاز بکشند و حیات کودکان کنجکاو و بی گناهِ مردم را با جعبه تقسیم باز به خطر بیندازند؟ 
چگونه مغازه داران و دستفروشان اغذیه به خود اجازه می دهند با پیت و صندلی، جاده را از آن خود کنند و با قانون شکنی، به پلیس و قانون دهن کجی کنند؟ اصلاً تابلو مغازه ها توسط مسؤولین مربوطه دیده می شود؟ لباس‌های نامناسبی که به تن مانکن‌های نیمه عریان می رود، حساسیت مسؤول شرافتمند را برنمی انگیزد؟ چرا فروش لباس زیرِ زنانه توسط مردان یا در کنار خیابان‌ها غیرتی را در مسؤولین به جوش درنیاورده؟ آیا محدود کردن پیاده روها که باعث تزاحم و تراکم مردم و سلب حقوق شهروندی نظیر آرامش روانی و امنیت اخلاقی آنان می‌گردد، قابلیت پیگیری توسط کارگزاران دولتی را ندارد؟  همان‌ها که بارها منشور حقوق شهروندی را تکرار و تأکید می کند.
آیا می توان پرسید طبق چه قانونی در پیاده روها شعبه بانک یا کیوسک خدماتی قرار می دهند؟
یا تجمع تخته نردبازان و خروس بازان در برخی پارک‌ها و مخصوصاً در ورودی شهر
و یا پخش موسیقی‌های مبتذل خوانندگان زن، فروش ترامادول، پاستور، فیلم‌های مستهجن، ایستادن زنان آلوده ونامنظم اجتماعی کنار جاده های خروجی شهر و... از اهمال یا کوتاهی کدام مسؤول حکایت می کند؟
این‌ها نمونه  سؤالاتی است که به غیر از پاسخ‌های مرسوم و معمول مسؤولیت گریزان، نیاز به تأمل جدی اساتید، علما و دلسوزان شهر دارد تا به جای مسؤولین به داد فرهنگ مردم برسند تا در ایام رونق سفرهای نوروزی، چهره شهرکمی شبیه سابقه کهن دیارمان گردد که فرهیخته بودن، به برداشتن نام‌های درشت گهواره تمدن و مهد مهربانی و... نیست.
و یا گزارش‌های سیاسی، تکراری و غیرواقعیِ محصول مدیریت مینی بوسی نیست، بلکه به قدم‌های درستی است که مسؤولان دلسوز و مردمی برمی دارند و از جانب مردم حمایت می شوند و برای رضای خدا و خدمت به مردم است.

خواندن 360 دفعه

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.