در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
پنجشنبه 29 شهريور 1397
9 محرم 1440 / 2018 September 20

سال ها پیش در ایام جوانی و جاهلی وقتی داشتم به قول معروف«وب گردی» می کردم گذرم به وبلاگی به نام«تا شهدا، با شهدا» خورد و بنا بر علاقۂ شخصی در خبرنامه اش ثبت نام کردم. شب مدیر وبلاگ پیام داد در یاهو مسنجر به سلام و علیک و گفت وبلاگش گروهی است و از من هم دعوت کرد که برای شهدا در آن بنویسم. من هم قبول کردم.
خوب یادم هست که وقتی اولین متن را نوشتم و با همین یاهو برایش فرستادم؛ فورا جواب داد و کلی تعریف و تمجید کرد و گفت که به بچه های اصلی وبلاگ بپیوندم. من هم قبول کردم.
مدیر: خیلی هم عالی. ان شاالله فردا ساعت ده صبح با باقی اعضا یک جلسه می گذاریم تا در مورد مسائل وبلاگ تصمیم گیری کنیم.
من: جلسه؟
مدیر: بله. فرصت ندارید؟
من: چرا! فرصت که دارم. اما شما کجا می شینید؟
مدیر: من؟ همدان. شما چطور؟
من: کرمانشاه.
مدیر: خب؟
من: خب اینکه... من باید برای جلسه به همدان بیایم؟
مدیر: شکلک خنده به تعداد زیاد
خب ان موقع ها تلگرام و کانال و گروه نبود که من بدانم می شود چندنفر همزمان در فضای مجازی با هم صحبت کنند.
فردای آن روز چهار نفر در یک چت روم گروهی یاهو جلسه گذاشتیم و من شدم مسئول بخش ادبی سایت.
این گروه کوچک روز به روز بزرگتر شد و وبلاگ را به سایت رسمی در وزارت ارشاد تبدیل کرد که هر ساله در نمایشگاه رسانه های دیجیتال غرفه می گیرد. البته نه به این راحتی ها. چه شب ها که تا صبح پشت رایانه های بزرگ و پرسروصدایمان بیدار می ماندیم و توی سر و کلۂ هم می زدیم تا یک رنگ ثابت برای گروه انتخاب کنیم و چه سختی ها کشیدیم تا مشکلات مالی و هزینه ها را از بخش های مختلف تأمین کنیم. اما به راستی این کار مصداق یک اقدام آتش به اختیار بود.
معجزات و برکات زیادی هم از صدقۂ سر شهدا داشت. مثلا من بهترین دوستم را از همین گروه پیدا کردم. او برادرش شهید شده و ما با هم عقد اخوت خوانده ایم. گرچه ما هیچ وقت همدیگر را از نزدیک ندیدیم. او در شرقی ترین استان ایران است و من در غربی ترین آن. ولی مانند یک هم خون و یا شاید هم بیشتر مرا می فهمد.
بعد التحریر1: برای عضویت در خبرنامه باید آدرس ایمیل را وارد کرد و آن روزها برای پیام به یاهوی کسی، داشتن ایمیلش کافی بود. برای کسانی که یادشان نیست، یاهو یک نرم افزار رایانه ای بود که از یک دایرۂ بزرگ به عنوان کله و دو چشم و یک دهان تشکیل می شد(به سادگی شخصیت در طرح های غربی توجه کنیم). وقتی نام کاربری و رمز عبور را وارد می کردیم این شخصیت که جلوی یک ایگرگ بزرگ خواب بود و داشت خر و پف می کرد؛ بیدار می شد و با دهان گشادش لبخند می زد و بالا و پایین می پرید.
بعدالتحریر2: سال های خیلی پیش از این خاطره، یعنی ده دوازده سال  قبل، بالاترین خلاف نوجوان ها استفاده از اینترنت و همین یاهو بود. به این دلیل که افراد ناشناسی با جنسیت هایت مختلف  در این فضا حضور دارند. در خوشبینانه ترین حالت با تعیین ساعت و نظارت شدید والدین امکان پذیر بود و کسانی هم که این کار را می کردند، اسم و فامیلشان را به هم نمی گفتند(حتی ما هم در سایت پس از چند ماه و اعتماد سازی کامل و خانوادگی اسم های همدیگر را دانستیم). دیدن عکس همدیگر که دیگر گناه کبیره بود. در مقامی نیستم که درستی و غلطی کاری را برای جمع اثبات کنم اما مقایسه کنید با تلگرام، اینستاگرام و دیگر نرم افزارهای امروزی که هر کسی با هر سنی اسم و مشخصاتش را کامل در آن قرار می دهد و حتی بعضی دختران مذهبی هم عکسشان را_کامل یا نصفه نیمه_ در معرض دید همه قرار می گذارند. همانطور که گفتم نمی خواهم و نمی توانم قضاوت کنم اما حواسمان هست گذر زمان چه راحت قبح بعضی چیزها را می شکند و چه خاموش و بی سر و صدا ارزش هایمان را عوض می کند؟
بعدالتحریر3: فضای مجازی دارای آسیب ها و تهدیدهایی است. بزرگان و صاحب نظران نیز در مدح یا مذمت آن بسیار سخن ها رانده اند؛ اما جستجویی ساده به ما ضرورت حضور و اثرگذاری در آن را اثبات می کند. فی المثل امام خامنه ای در بارۂ اهمیت فعالیت در فضای مجازی صحبت های عجیب و غریبی دارند که شاید برای کمتر کار فرهنگی به کار برده باشند. مثلا می فرمایند:«من اگر رهبر نبودم رئیس فضای مجازی می شدم». یا می فرمایند:«فضای مجازی به اندازۂ انقلاب اسلامی اهمیت دارد». همین ها باعث می شود نیاز حضور سالم و پرقدرت حزب اللهی ها در فضای مجازی احساس شود. البته تأثیرگذار هم بوده است. فضای توئیتر را با چند سال قبل مقایسه کنید. امروز به دلیل حضور ارزشی ها دیگر افراد منتسب به اپوزوسیون مانند قبل قدرت عرض اندام ندارند. و در همین ماجرای انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس دیدیم که هفت ترند اول جهان برای دو ساعت تمام در قبضۂ مسلمانان و برای حمایت از یکی از آرمان های اصلی انقلاب اسلامی یعنی نابودی اسرائیل و آزادی قدس بود.

خواندن 718 دفعه

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.