در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
دوشنبه 23 مهر 1397
4 صفر 1440 / 2018 October 15

قیام امام حسین(ع) در نگاه خیلی از بزرگان آن دوره،قیامی بود که هم از لحاظ عقلی و هم از لحاظ شرعی کار صحیحی نبود.
همه می گفتند:"حسین!قیام نکن و کاری به کار یزید نداشته باش".ولی امام حسین علیه السلام شعارش "هيهات منا الذله"بود و نه تنها خودش به کربلا رفت بلکه خانواده اش را هم به کربلا برد.
امام خمینی در این زمینه بیان می دارند:"سلام بر حسین بن علی که با ياران معدود خویش برای برچیدن بساط ظلم غاصبان خلافت به پاخاست و از ناچیز بودن عِده و عُده،به خود خیال سازش با ستم گر را راه نداد و کربلا را قتل گاه خود و فرزندان و اصحاب معدودش قرار داد و فریاد "هيهات منا الذله" را به گوش حق طلبان رساند که در نظر دنیاگرایان و ملت پرستان،آن چه از این اولیای معظم الهی صادر شده خلاف عقل و شرع است.قیام بدون تجهیزات کافی را عقل آنان نمی پسندد و شرع آنان اجازه نمی دهد".
رهبر معظم انقلاب بیان می دارند که حتی در زمان وقوع حادثه کربلا توجیهات و عذر های شرعی محکم تری پیدا شد که امام می توانست با آن توجیهات از قیام خود کوتاه بیاید،ولی این کار را نکرد.ایشان می فرمایند:
"مرحله دوم، حادثه کربلا و وقوع عاشوراست.این جا امام حسین مي توانست در مواجهه با یک مسئله،به مثابه انسانی که حوادث بزرگ را با این منطق ها می خواهد حل کند،بگوید:"زن و بچه در این صحرای سوزان،طاقت ندارند.پس،تکلیف برداشته شد".یعنی تسلیم شود و چیزی را که تا آن وقت قبول نکرده بود،بپذیرد.
یا بعد از آنکه در روز عاشورا حمله دشمن آغاز گردید و عده زیادی از اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند - یعنی مشکلات،بیشتر خود را نشان داد ـآن بزرگوار می توانست بگوید:"اکنون دیگر معلوم شد که نمی شود مبارزه کرد و نمیتوان پیش برد".آن گاه خود را عقب بکشد.یا آن هنگام که معلوم شد امام حسین علیه السلام شهید خواهد شد و بعد از شهادت او،آل الله -حرم امیر المومنين و حرم پیامبر(ص) - در بيابان و در دست مردان نامحرم،تنها خواهند ماند -این جا دیگر مسئله ناموس پیش می آید -به عنوان یک انسان غیرتمند،می تونست بفرماید:"دیگر تکلیف برداشته شده است. تکلیف زنان چه می شود؟اگر این راه را ادامه دهیم و کشته شویم،زنان خاندان پیغمبر و دختران امیر المومنين(ع) و السلام و پاکیزه ترین و طیب و طاهرترین زنان عالم اسلام،به دست دشمنان - مردان بی سر و پایی که هیچ چیز از شرف و ناموس نمی فهمند -خواهند افتاد.پس تکلیف برداشته شد".
استقامت امام حسین در مقابل عذرهای شرعی بود که حادثه عاشورا را آفرید تا بعد از هزاران سال هم چنان اثرگذاری خودش را ادامه می دهد.
رهبر معظم انقلاب در مورد استقامت امام حسین می فرمایند:"توجه کنید برادران و خواهران!مطلب مهمی است که در واقعه کربلا از این دیدگاه دقت شود که اگر امام حسین(ع) ميخواست در مقابل حوادث بسیار تلخ و دشواری مثل شهادت علی اصغر،اسارت زنان،تشنگی کودکان،کشته شدن همه جوانان و حوادث فراوان دیگری که در کربلا قابل احصاست،با دید یک متشرع معمولی نگاه کند و عظمت رسالت خود را به فراموشی بسپارد،قدم به قدم می توانست عقب نشینی کند و بگوید:"دیگر تکلیف نداریم.حال با يزيد بیعت مي کنیم.چاره چیست!؟" "الضرورات تبیح المحظورات".
اما امام حسین(ع)چنین نکرد.این،نشان گر استقامت آن حضرت است. استقامت یعنی این!استقامت،همه جا به معنی تحمل مشکلات نیست.تحمل مشکلات برای انسان بزرگ،آسان تر است تا تحمل مسائلی که بر حسب موازین -موازین شرعی،موازین عرفی،موازین عقلی ساده -ممکن است خلاف مصلحت به نظر آید.تحمل این ها، مشکل تر از سایر مشکلات است".
اگر امام حسین می خواست توجیه بکند،دیگر حادثه کربلایی اتفاق نمی افتاد. حتی می توان گفت که دیگر اسلامی نبود!
توجیه نکردن امام حسین(ع)دین را نجات داد...
استقامت در برابر ظاهر بینی ها و توجیهات شرعی و عقلی باعث شد که دین اسلام بماند...
حسین توجیه نکرد کاش دیگران هم توجیه نکرده بودند تا...

 

توجیه المسائل کربلا

مولف: سید علی اصغر علوی

 

علی رضائیان در ابتدای کتاب با عنوان «مقدمۀ استاد» آورده است:
پژوهشگر اندیشمند جناب حجت الاسلام سید علی اصغر علوی در اثر ارزشمند خود تحت عنوان «آبروی علم» نسبت نهضت تولید علم با نهضت حسینی را مقایسه و تحلیل کرده است. به بیان دیگر نهضت ابا عبدالله الحسین به عنوان پارادایم متعالی در نظر گرفته شد و بایسته های علمی و وظایف دانشمندان که آن حضرت در جمع نخبگان ایراد فرمودند، تبیین گردید. در «نخستین مقتل مدیریتی » از دریچه مسائل مدیریت، تاریخ عاشورا را مرور می کند. راه فهم روضه ها را مدیر بودن می داند. مفاهیم تعهد سازمانی، برادری، همکاری یا عدم همکاری را کسی بیشتر درک می کند که در این وادی قدمی زده باشد. سازمانی را اداره کرده باشد و از مشکلات و مسائل سازمان اطلاعاتی داشته باشد.

در «دانشگاه هویزه» به مسائل از حوزۀ رفتار سازمانی پرداخته است و در این اثر جدید، «توجیه المسائل کربلا» کرانۀ ناگشوده ای را گشوده است. هنگامی که عمل انسان با باورها و ارزش های وی سازگاری نداشته باشد، آرامش ذهنی خود را از دست می دهد، برای آرام سازی خود دست به دلیل تراشی می زند و بهانه های فراوانی پیدا می کند. امید است مدیران بی شتر با این آثار آشنا شوند تا با راز ماندگاری یعنی تلفیق منطق و عاطفه آشنا شده و خستگی ناپذیری در دست یابی به هدف را تجربه کنند.

نگارنده خود نیز در بخشی از «مقدمه» آورده است:

یکی از سنت های الهی، سنت امتحان و ابتلاء است. بر اساس این سنت، همه بشر باید امتحان شوند تا معلوم شود که عیار خلوص شان چه قدر است. به عبارت دیگر، چه قدر قول و فعل شان با هم یکی است.

در این کتاب، ابتدا معنا و مفهوم توجیه را بررسی می کنیم. در ادامه به انواع و اقسام توجیه می پردازیم. سپس مهمترین مطلب این کتاب، یعنی توجیهات کسانی که امام حسین را یاری نکردند، مد نظرتان قرار می گیرد. توجیهات را در سه دسته بررسی می کنیم:

• توجیهات کسانی که با امام همراه نشدند.
• توجیهات کسانی که امام را ترک کردند.
• توجیهات کسانی که مقابل امام ایستادند.

---------------------------

در طول تاریخ بودند مردمان بسیاری که گمان می کردند که دوستار جبهه حقند و در مواقع لزوم حاضرند به یاری جبهه حق نیز برخیزند. اما به هنگام امتحان و ابتلاء برخی از آنها:
با توجیهات به یاری جبهه حق نپرداختند؛
برخی دیگر با اینکه در آغاز با جبهه حق بودند اما در میانه راه با توجیهاتی از یاری جبهه حق دست کشیدند
عده ای هم بودند که کارشان به جایی که کشید که در مقابل جبهه حق هم ایستادند و این کار خود را نیز توجیه می کردند!
و نویسنده به شکلی بدیع و منسجم به تبیین انواع مختلف این توجیهات در طول تاریخ پرداخته است.
این کتاب سراسر پند است و درس عبرت؛ به شدّت کاربردی است به خصوص برای کسانی که دوست دارند تا در جبهه حق و یاری رسان به این جبهه باشند، با توجه به بیان صریح روایات متعدد مبنی بر اینکه هر چه به ظهور نزدیک شویم ابتلائاتی پیش خواهد آمد که تنها خالصان در ایمان ثابت قدم خواهند ماند و با توجه به حوادثی که در روزگار خود ما شاهد آن هستیم لزوم اطلاع از مباحث کتاب بیشتر مشخص می شود!
چرا که ممکن است خود ما خدایی نکرده با همین توجیهات آرام آرام از جبهه حق فاصله بگیریم...-----------------------چی میشه که یکی مثل شمر که در جنگ صفین در رکاب امیرالؤمنین جنگیده و جانباز شده، روی سینه فرزندش می شینه و...
چی می شه که خیلی ها که اول انقلاب برای انقلاب و اسلام زحمت کشیدن به مرور همصدا با دشمنان قسم خورده دین می شن؟
چی می شه شخصی مثل زبیر که منّا اهل البیت بوده زمانی به گفته امام معصوم، از شمشیر کشیدن برای امام زمانش کارش می کشه به شمشیر کشیدن روی امام زمانش؟
چی میشه که بزرگان بسیاری چون سلیمان صرد، کمیل، قنبر، محمد حنفیه، مختار و بسیاری از بزرگان دیگر از غافله عاشورا جا می مونن؟! چه تضمینی داره که ما به هنگام آزمایش و ابتلا گرفتار چنین امر مهلکی نشیم؟
توجیهات کسانی که به یاری امام زمانشان بر نخواستند، یا جدا شدند و یا دیر آمدند و یا حتی در عین داشتن ادعای محبت در برابر حضرت ایستادند چه بود؟
این کتاب دربر دارنده پاسخ های ارزشمندی است به این پاسخ های بسیار کلیدی، مهم و اساسی.
با توجه به بیان صریح روایات متعدد مبنی بر اینکه هر چه به ظهور نزدیک شویم ابتلائاتی پیش خواهد آمد که تنها خالصان در ایمان ثابت قدم خواهند ماند و با توجه به حوادثی که در روزگار خود ما شاهد آن هستیم لزوم اطلاع از مباحث کتاب بیشتر مشخص می شود!
خواندن 676 دفعه

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.