در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
جمعه 27 مهر 1397
8 صفر 1440 / 2018 October 19

 ابد و یک روز فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سعید روستایی در سال ۱۳۹۴ است. این فیلم در طول نمایش مورد توجه عموم و منتقدین قرار گرفت و توانست ۹ سیمرغ بلورین (۶ سیمرغ در بخش اصلی، ۲ سیمرغ -بهترین فیلم و بهترین کارگردانی-در بخش نگاه نو و سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را به دست آورد.

 کارگردان فیلم جوانی 26 ساله است و فیلم او تاکنون بیش از 11میلیارد تومان فروش داشته است. این فیلم اولین اثر اوست که به شدت از طرف داوران جشنواره فجر94 مورد تقدیر قرار گرفته است. اما محتوای فیلم چیست؟

 

***

 ابد و یک روز یکی از بهترین فیلم ها در نمایش زندگی سگی است! سینما که تا دیروز «بعد از ظهر سگی»(سیدنی لومت) می ساخت اکنون «زندگی سگی» می سازد! این زندگی سگی کجاست؟

 آنجا که دختری جوان برای پایین بردن کثافتهای بالاآمده دستشویی چوب به دست می گیرد و در ادامه در صحنه  ای دیگر هم کار به جایی می رسد که مرتضی(پیمان معادی) از شدت درد دست نمی تواند بسته شیشه را از ترس پلیس به جای دور پرتاب کند و آن را در سنگ دستشویی می ریزد و فشار روانی مجبورش می کند به مواد و کف دستشویی دست بکشد تا اثری از آنها  باقی نماند؛

 آنجا که یکی از خواهرها گربه های دست و پاشکسته را برای کسب درآمد در اتاقش نگه داری می کند؛

 آنجا که حتی رقصیدن هم به موسیقی غمناک ختم می شود؛

 آنجا که التماس محسن (نوید محمدزاده)، برادری معتاد و ساقی، را می بینیم و در صحنه ای دیگر گریه های تأثربرانگیزش را و بازهم در صحنه ای دیگر دست و پازدن هایش در آغوش پلیس را که  خواهران گریانش از پشت شیشه می بینند!

 آنجا که مادر (که نمی تواند حتی راحت عطسه کند و گرنه عضلاتش درد می گیرد!) به فرزندانش می گوید خدا با دادن شما به من جوابم را داده است،

 آنجا که برادر خواهر را به خاطر پول روانه خانه بیگانه (افغانستان) می کند، آنجا که افغان از ایرانی پولدارتر است و افغانستان محل نجات خانواده ایرانی می شود!

 و نهایتاً جمله برادر بزرگتر که : هرکس از این خانه نرود سگ است. هرکس برود و برگردد از سگ کمتر است

 ...پدر؟ اصلا وجود ندارد، مرده...!

 «ابد و یک روز»، اصطلاحی قضایی است برای مجرمین حبس ابد غیر قابل عفو. در این حکم سنگین یک روز بعد از مرگ مجرم، اجازه داده می‌شود تا جنازة او از زندان خارج شود اگرچه احتمال کوچکی وجود دارد که با گذشت حدود ۱۵ سال از حبسش، دوباره پرونده در دادگاه بررسی شود.

 اگر غافلگیری پایان فیلم و بازگشت سمیه از سفر دور و درازش نبود این بدبختی ابدی می شد. اما فیلم می خواهد بگوید: این بدبختی ابدی است اما یک روز می تواند به پایان برسد. چطوری؟ شاید با کوچکترین عضو خانواده که دانش آموزی تیزهوش است...

  این همه بدبختی در کمتر از دوساعت واقعاً هنر می خواهد، طوری که مردم این زندگی سگی را ببینند و راضی باشند و بخندند و بگریند و کف بزنند...

 امیدواریم سینما بیشتر به خوشبختی های ما بپردازد...!

 

گزارش عجیب تابناک درباره سکانس پایانی

 سایت تابناک نوشت: فیلم «ابد و یک روز» شگفتی سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در شرایطی در نوروز نود و پنج به نمایش درآمد که برای عبور از حاشیه‌ها، سکانس فینال فیلم تغییر کرد و یک سکانس به پایان فیلم افزوده شد؛ سکانسی که در نسخه به نمایش درآمده در جشنواره نیز قرار داده شده بود و امید را به صورت نسبی برای تماشاگر باقی می‌گذاشت.

با این حال آنچه باعث شده فیلم با تلخی به سرانجام نرسد، تغییر فرجام این اثر از طریق افزوده شدن یک سکانس به انتهای فیلم است؛ موضوعی که یک مسئول ارشد سینمایی کشور در گفت و گو با «تابناک» تایید کرد. بر اساس اطلاعات دریافتی «تابناک» از منابع مسئول، به توصیه شورای پروانه ساخت، سکانس فینال فیلم افزوده شد و بدین شکل فرجام داستان تغییر چشمگیری داشت تا تماشاگر با امید و آرامش سالن سینما را ترک کند.

 چنین توصیه‌هایی درباره برخی دیگر از آثار سینمایی نیز در طول سال پیشین انجام شد و برخی آثار سینمایی با عمل به همین توصیه‌‌ها توانستند روی پرده سینما دوام بیاورند و جزو پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمایی سال هزار و سیصد و نود و چهار باشند و چه بسا برخی آثار در صورت عدم تغییر پروانه نمایش دریافت نمی‌کردند و یا اکران کوتاهی را تجربه می‌کردند.

 

 

 

خواندن 1415 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 21 مرداد 1395 ساعت 10:32

1 نظر

  • پیوند نظر ونوس دوشنبه, 13 دی 1395 ساعت 17:33 ارسال شده توسط ونوس

    هم فیلم را دیدم هم نقد شما و اکثر نقدهایی که ازین فیلم انجام گرفته.واقعیت اینه که در هر اجتماعی فقر و اعتیاد دو تاریکی بی انتها و دردهای بی درمانند و منشا فساد در تمام اجتماعات انسانی.اما اگر توقع داشته باشیم که بخاطر تعصب به مملکت واقعیات اجتماعمان در آثار هنری گفته نشوند کاملا" غیر منطقی است.اصلا" رسالت هنر و هنرمند همین است.گرچه بنده نیز مانند بعضی منتقدان متعصب معتقدم خانه در این فیلم کنایه از وطن است که هرکه از آن بیرون نرود سگ است و هرکه دوباره بازگردد از سگ کمتر!!!نگاه به افغانها در فیلم کاملا مغایر با دید برادر دینی و مذهبی ماست.بطور کلی قدرت بالقوه ای در کارگردان تازه کار دیده می شود که جای جعفر پناهی و ... را بگیرد و ان شااله دشمن شاد کن خوبی خواهد شد.

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.