در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
سه شنبه 21 آذر 1396
23 ربیع‌الاول 1439 / 2017 December 12

 بالاخره بادیگارد در سینمای اصلی کرمانشاه (در ساعات19و21) اکران شد. هر چند همچنان فیلم پرحاشیه «50کیلو آلبالو» در همین سینما برخی نوبت های نمایش را به خود اختصاص داده است.

 بدسلیقگی در نمایش فیلم در سینما آزادی

 تیتراژ پایانی فیلم بادیگارد (تبدیل الف بادیگارد به الف ابراهیم) یکی از نشانه های مهم در فیلم است که توجه برخی منتقدین را برانگیخته است و در ادامه به آن خواهیم پرداخت. از این جهت می بایست تماشاگر این نمای پایانی فیلم را ببیند و در موردش فکر کرده و نظر بدهد. اما در کمال تعجب مسئول نمایش فیلم در سینماآزادی اجازه نداد که پایان بندی بااین اهمیت پخش شود و فیلم قطع شده و به جای آن پخش موسیقی  آغاز شد.

مشکل دیگر در پایان فیلم این بود که در سکانس معروف تونل، که به نظر برخی منتقدین از سکانس های درخشان سینمای ایران است،  چند دقیقه قبل از شروع پایان بندی برق های سالن روشن شد و برخی تماشاگران هم به گمان اتمام نمایش به صورت ایستاده جلوی دید برخی دیگر را گرفته بودند!

 این واقعه پیش از این نیز بر سر نمایش فیلم «ایران برگر» مشاهده شد و موسیقی پایانی فیلم با صدای شهرام ناظری که جزئی از فیلم محسوب می شود از تماشاگران دریغ شد.

 تکرار چنین وقایعی نشان می دهد که مسئول نمایش یک فیلم باید نسبت به سینما و ارزشهای نمایشی آن آگاه باشد و بداند که یک فیلم از ابتدا تا انتهای پایان بندی در درک یک اثر هنری مهم هستند.

 بادیگارد فیلمی خوب در حفاظت از جمهوری اسلامی

 با وجود همه مشکلات نمایش، با بادیگارد خندیدیم و گریستیم و به هیجان آمدیم و غافلگیر شدیم. اینها همه استانداردهای سینمای متعارف است. دلالت های فیلم آشکار است و فیلم یک سینمای ساده و مخاطب پسندی ارائه می کند که پیام آشکاری دارد به طوری که موافقان می پسندند و مخالفان ناراحت می شوند و جایی برای بحثهای مفهومی باقی نمی ماند. از این جهت انتخاب موضوعی با این قابلیت سینمایی بالا که می تواند پیام فیلمساز را به راحتی منتقل کند شایسته تقدیر و قابل مطالعه و تأمل و بررسی است.

 

خلاصه فیلم این است که همانطوری که از تیتراژ پایانی بر می آید حاتمی کیا خود را بادیگارد/محافظ نظام می داند و این محافظ خیلی شبیه  سردارسلیمانی، مشهورترین محافظ جمهوری اسلامی، گریم شده و جالب است که خود سردار هم با پرویزپرستویی فیلم را دیده و حتی انگشترش را هم به او هدیه کرده است.

 

فیلم در لایه ای دیگر قدری عمیق می شود، آنجا که بادیگارد نمی تواند بخوابد، او دچار شک شده و خودش و برخی دیگر معتقدند که در وظیفه اش قصور کرده است. شک حیدر ذبیحی آنجاست که معتقد است بادیگارد(مزدور) نیست بلکه به خاطر اعتقادش محافظ شده است و محافظت هم محافظت از بعدسیاسی نظام نیست بلکه از بخش مقدس آن است که در فیلم سیاسیون ساده(شهید رجایی) و دانشمندان نماد این بخش هستند و حتی می توان محافظت از دانش آموزان در برابر آسیب های اجتماعی( که توسط همسر حیدر ذبیحی انجام می شود) را هم به وظایف بادیگارد اضافه کرد. چنین حفاظتی است که شایسته فداکاری و ذبیحی بودن است. او بالاخره نهایتا آنجا می تواند بخوابد که فدای دانشمند جوانی شده که از قضا میراث یکی از همرزمان شهیدش است.

 

خواندن 1050 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 21 مرداد 1395 ساعت 10:32

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

نفحات

پربازدیدترین ها