در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
سه شنبه 21 آذر 1396
23 ربیع‌الاول 1439 / 2017 December 12

مدتی است که استقبال از سریال شهرزاد موجب فشار منتقدان صداوسیما بر این رسانه شده است و مضمون سخنان این است که یک سریال در شبکه خانگی تلویزیون را شکست داده است.

تصویر صفحه اول یکی از روزنامه های امروز (28اردیبهشت ماه1395) یک تیتر شبه عوامانه داشت که «صداوسیما یاد بگیرد» و ما یاد طعنه های بزرگترها به برخی کوچکترهای خانواده می افتیم که یادبگیر بچه!! اما تصویری که نشان می دهد تصویر یک دختر ایرانی (یا همان شهرزاد) با مقداری آرایش است که حد حجاب شرعی را هم رعایت نکرده است. گویا روزنامه می خواهد بگوید: یاد بگیر این دختر ایرانی است که تو باید تبلیغش کنی!!

به نظرمن شهرزاد سریال خوش ساختی است اما در آن ابتذال وجود دارد از بدپوششی های مداوم گرفته تا نمایش صحنه های خلاف عادت مانند شرب خمرهای متعدد (به قضاوتهای سیاسی اش کاری نداریم!). اگر بخواهیم این سریال را با «پایتخت» مقایسه کنیم (هر چند یکی در نوع جدی و دیگری در گونه طنز ساخته شده است) چه باید بگوییم؟ پایتخت سریالی ایرانی است که ایرانی ها را واقعا به نمایش گذاشته است: ساده و با حیا. سالهایی که در تلویزیون طنز ساخته می شد استفاده از نمادهای مذهبی در فضای طنز برای ما سخت بود اما در اینجا از همانجا که می خندیم نماز را هم می بینیم و نیز زیارت  و معنویت را لمس می کنیم. چرا وقتی چهار بار پایتخت ساخته شد و با استقبال مخاطبان روبرو شد نگفتیم آقایان یاد بگیرند؟!

اصلا چرا کسی از خندوانه و نود نمی گوید که مخاطبان را مقابل تلویزیون می نشاند؟! مگر اینها تحت مدیریت صداوسیما ساخته نشده است؟! اگر قرار بر گفتن پرمخاطب بودن شهرزاد است یوسف پیامبر هم پرمخاطب بود. اگر به جای توجه به مخاطب های یک سریال قرآنی مدام محتوای آن را مورد هجمه قرار دادند چرا حالا محتوای شهرزاد را در مقابل استقبال مخاطبان به بحث نمی گذارند. چرا راه دور برویم مگر سریال عاشقانه شب دهم کار همین کارگردان شهرزاد نیست؟! عشق با حیای شب دهم کجا و روابط مثلثی و زردرنگ شهرزاد کجا؟! سریالی که یکی از پرمخاطب ترین های تاریخ تلویزیون شد؟

آقای بازیگری در جشن سریال شهرزاد گفته است:

«صدا و سیما سال‌هاست که تلاش می‌کند پای ماهواره‌ها را از خانه‌های مردم جمع کند البته ماهواره بد نیست و مهم این است که چه استفاده‌ای از آن داشته باشیم. با این حال من به عنوان یک عضو سینما از اینکه سریال‌های جم در خانواده‌های ما نفوذ کرده بود و ریشه‌ها را از هم پاشاند، شرمم می‌شد و حالا شما کاری کردید که مدت‌هاست مردم شبکه‌ جم را تماشا نمی‌کنند. تقاضای من این است که صدا و سیما هم یاد بگیرد تا هزینه‌هایش را جای دیگری خرج نکند.»

دغدغه او البته محترم است اما سخن این است که نباید یاد بگیرد بلکه باید به یاد بیاورد. به آقای بازیگر باید بگوییم: این اتفاق تازه ای نیست که الگوی ناگفته ای برای تلویزیون باشد بلکه صداوسیما باید موفقیتهای خود را به یاد بیاورد و همچنان آنها تکرار کند. تلویزیون با طیف مختلفی از مخاطب سروکار دارد و نمی تواند مانند ایشان بهروز وثوقی را به عنوان الگوی بازیگری معرفی کند![1] باید به یاد داشته باشیم که رسانه ملی با وجود همه محدودیتها موفقیتهای بزرگی داشته است. هنر انقلاب اسلامی اکنون با موضوع «جذابیت در رسانه دینی»[2] مواجه است شهید آوینی هم در دغدغه های خود متوجه موضوع «جذابیت در سینما»[3] بود و نوشت: « جذابیت «شرط لازم» است، اما «کافی» نیست، چون شرط کافی نیست نمیتوان در باب آن حکمی مطلق صادرکرد. جذب تماشاگر نمیتواند همه‌ی هدف فیلمسازی باشد، اگرچه جاذبیت اولین شرطی است که اگر وجود نیابد، مفهوم فیلم محقق نمیشود. پس، از این واقعیت نمیتوان حکمی استخراج کرد مبنی بر تأیید آنچه اکنون در سینمای تجاری میگذرد.» بعد از این مسئله است که می پرسد: « تا کجا میتوان از جاذبیت‌های سینمایی سود برد؟ و آیا تماشاگر باید خود را به هر جاذبه‌ای در فیلم تسلیم کند؟». پاسخ به این پرسش دغدغه هنرمندان انقلاب اسلامی بوده و باز هم نیازمند پاسخ است. رسانه انقلاب اسلامی در کشاکش این مسئله قرار دارد که چگونه ضمن حفظ شریعت جذابیت را هم حفظ کرد؟ باید بپذیریم که این مسئله به سادگی قابل اجرا نیست و سختی شرایط در زمانه مدرن مزید بر علت شده است. حقیقت مهمی که در توصیه به «به یاد آوردن» به جای «یاد گرفتن» وجود دارد این است که ما مسئله جذابیت را ضمن نگاه به آینده، در رسانه و سیما و سینما را باید با تکیه بر سابقه و تجربه خود پیگیری کنیم و نباید کورکورانه شیفته الگوهای ناشناخته شویم.

البته موفقیت شهرزاد به ما یاد می دهد که باید مدیریت دولتی محدود باشد و بخش خصوصی بیش از گذشته حمایت شود و مراقب استعدادهای هنری باشیم.  حسن فتحی کارگردانی با آثاری منحصربه فرد است و بیشتر آثار خود را در سیما ساخته است. اما  این تیترها و قضاوتها مسئله ای دیگری دارند. صداوسیما رسانه ای بزرگ است که اشتباهاتش هم بزرگ است اما نباید موفقیتهایش را نادیده گرفت و در فراز و فرودها تمام تاریخ آن را به یک سریال در شبکه خانگی فروخت.



[1]  وی در برنامه زنده تلویزیونی شبکه استانی فارس و در جشن اختتامیه شهرزاد بهروز وثوقی را یکی از الگوهای بازیگری خود معرفی کرده است!

[2]  کتاب «جذابیت در رسانه دینی» حاصل پژوهشی در زمینۀ عنصر جذابیت در رسانه دینی است که با تمرکز بر برنامه‌های گفتگومحور تلویزیونی انجام شده است. کتاب حاضر توسط نشر سدید (انتشارات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)و به اهتمام مرکز تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده است.

[3]  عنوان مقاله ای که در کتاب آینه جادو منتشر شده است.

خواندن 1050 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 21 مرداد 1395 ساعت 10:33

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

نفحات

پربازدیدترین ها