در عرصه فرهنگ به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم … هر چه می گذرد تجمع اصحاب حق را واجب تر و فوری تر احساس می کنم ... دستگاه‌های دولتی آغوش خود را به روی بچّه‌مسلمانها وجوانهای مؤمن و انقلابی وحزب اللّهی باز کنند ... مقام معظم رهبری
دوشنبه 28 آبان 1397
10 ربیع‌الاول 1440 / 2018 November 19

دیدگاه های رهبر معظم انقلاب اسلامی در باب مداحی و عزاداری تاکنون بیشتر از طرف چهره های سنتی تحمل نمی شد و اکنون روشنفکران هم خشمگین شده اند!
عبدالکریم سروش در یادداشتی در فروردین ماه 1395 در جملاتی تند و بی ادبانه به این جمله حمله کرده که: «مداحان» به تقویت بنیه فکری جوانان بپردازند ودشمن را در جنگ روانی شکست دهند و نگذارند که «باور به اسلام و باور به کار امدی نظام اسلامی» را ازمردم بستانند. (۱۱سخنان مقام معظم رهبری،  فروردین ۱۳۹۵در جمع مداحان).
او از اینکه مداحان به تقویت بنیه فکری جوانان توصیه شده اند خشمگین شده است و آن را قهقهرای فرهنگی و قانقاریای اخلاقی نامیده است! او تعریف خاص خود از مداحان را با عبارت مداحان یکی می گیرد و بعد نتیجه می گیرد که با این توصیه مداحان جای روحانیون و دانشگاهیان را می گیرند! و می گوید: وای بر روحانیت خاموش. وای بر دانشگاه خاموش. وای بر فرهنگستان خاموش!

باید بدانیم که منظور این نیست که مداحان منبع فکری باشند اما می توانند تقویت کننده باشند یعنی شور و شعور کنار هم قرار بگیرند. البته اینکه چطور تقویت کننده باشند در آن سخنرانی بحث نشده و حتما منظور این نیست که در هیئت روحانی کنار برود و مداحان منبع و معیار قرار بگیرند.

وی منظور از مداحان در این جمله را اینگونه تفسیر کرده است: مّداحان شعبان جعفری صفت (نه ذاکران محترم و مخلص مصائب اهل بیت رسول) که هیچگاه در جامعه دینی و در چشم مومنان حرمتی و منزلتی نداشتند، و در میانشان نانجیبان و فرومایگان کم نبودند و در نادانی و ناپاکی انگشت نما بودند وداستان‌های کژ رفتاری‌های اخلاقیشان بر سر زبان‌ها بود ودر هیچ حال و هیچ جا هیچ کس حتی مسائل شرعی ساده را از آنان نمی‌پرسید، گویی ناگهان به «حکم فلکِ گردان یا حکم فلک گردان» صحنه گردان معرفت و آموزگار فضیلت و رقیب روحانیت شده‌اند.
 منظور سروش از مداحان و تفاوت آن با ذاکران چیست؟ ظاهرا هر کس گوش به فرمان رهبر است مداح است!  با این توصیف بی ادبانه او به همه حاضران در آن دیدار توهین کرده است نه فقط به کسانی که در یادداشت خود متعرض آنها شده است.
جالب است که از طرف دیگر اثرگذاری مداحان در ارتقای سطح معنوی را هم انکار کرده است و از همه بدتر اکنون که انتظار می رود با این توصیه معرفت و معنویت با هم در کنار هم قرار گیرند و دغدغه ای قدیمی که باید شور و شعور همراه هم باشند محقق شود، آقای روشنفکر این توصیه و دغدغه را با غرض سیاسی مورد هجمه قرار داده است.
او امثال ازغدی و پناهیان و انصاریان و رشاد  را بطالان نامیده است و گفته است اکنون مداحان(طبالان!) هم به اینها اضافه شده اند. گویا فراموش کرده است که همین بطالان از چهره های دانشگاهی و روحانی و فرهنگستانی هستند که چون با او هم رأی نبوده بطال نامیده می شوند!
سروش می گوید: «همه می‌دانند که نقش این قوم هیچگاه تغذیه عقل نبوده بلکه همواره تحریک عواطف بوده است».  در حالی که این دغدغه دقیقاً دغدغه رهبری است که می خواهد شور و شعور باهم باشد. اما مشکل سروش این است که با معرفتی که نمی پسندد سر جنگ دارد.
باید بدانیم که ضعفهای برخی مداحان بر کسی پوشیده نیست و نباید انکار کرد که یکی از سردمداران نقد برخی معضلات مداحی و جلسات عزاداری مانند (قمه زنی و برهنه شدن و اشعار نامناسب) از سوی همین صاحب توصیه بوده است که اکنون مورد نقد قرار گرفته است. فراموش نکنیم اصلاح بسیاری مشکلات عزادارای و مداحی از طرف بسیاری علما و چهره های سنتی تحمل نشده و آنها را هم به گله و شکوه واداشته است.
به عنوان نمونه در همین دیدار گفته شده است:
«بنده گاهی اوقات اعتراض میکنم به بعضی از مدّاحی‌ها که مثلاً فرض کنید در عزاداری دهه‌ی محرّم وقتی انسان نگاه میکند که گاهی می‌آورند عکسهایش را؛ حالا هم که دیگر این وسایل زیاد شده؛ البتّه بنده ندارم امّا گاهی می‌آورند به من نشان میدهند این عکسها و مانند اینها را میبیند مثلاً در یک جلسه همه دارند همین‌طور میپرند هوا و می‌آیند پایین؛ خب، این چه فایده‌ای دارد؟ این چه تأثیری دارد؟ کجای این عزاداری است؟».
این برای اولین بار نیست که او اغراض سیاسی خود را در نقدهایش در هم می آمیزد! و معلوم نیست با این تعابیر (که برخی از آنها قابل بازگویی نیست!) سخنان سروش چه فرقی با بدزبانی های برخی مداحان دارد که خود او معترض به آنهاست!

خواندن 1425 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 21 مرداد 1395 ساعت 10:34

ارسال نظر

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.